رزومه

آرمان

در سینما کار ضعیف دیده نمی‌شود

دسته ها: اخبار

«از کنار هم می گذریم» (ایرج کریمی)، «نیمه پنهان» (تهمینه میلانی)، «وقتی همه خواب بودند» (فریدون حسن پور)، «صداها» (فرزاد موتمن) و «دل بیقرار» (قربان محمدپور) برخی فیلم هایی است که این بازیگر خوب و بااستعداد سینمای ایران در آنها بازی کرده است. سال ۹۳، سال پرکاری برای فراهانی بود و او در سه فیلم «طعم شیرین خیال» (کمال تبریزی)، «موقت» (امیر عزیزی) و «نزدیک تر» (مصطفی احمدی) حضور داشت. از این سه اثر، این روزها فیلم طعم شیرین خیال، به عنوان یکی از فیلم های اکران نوروزی روی پرده سینماهاست. فراهانی در این فیلم در کنار بازیگرانی چون شهاب حسینی و نازنین بیاتی بازی می کند. به این بهانه با او گفت وگو کرده ایم.

نقش استاد نیک اختر در فیلم طعم شیرین خیال را دوست داشتید؟

بله، به چند دلیل نقش و کار را دوست داشتم. اول به دلیل این که مجموعه افرادی که مقابل و پشت دوربین همکار بودیم همه افرادی حرفه ای بودند که کار با آنها برایم لذتبخش بود. دلیل دوم هم به همکاری با آقای تبریزی مربوط می شد، اما الان که فیلم را می بینم با خودم می گویم ای کاش با آقای تبریزی صحبت می کردم که به نقش کمی جان بدهد. لازم بود کمی به استاد نیک اختر نزدیک تر شویم. این استاد نقشش در حد تیپ باقی مانده است. این خانم، استاد دانشگاهی است که دوست و همکار شخصیت گروس است.

با کارگردان مشورت نداشتید؟

اشتباه من این بود که هیچ وقت با ایشان این موضوع را مطرح نکردم.

کار کردن با کمال تبریزی چگونه بود؟

کمال تبریزی به معنای واقعی، انسان و کار کردن با این کارگردان بسیار لذتبخش است. دوران بسیار خوبی را با او در فیلم طعم شیرین خیال داشتم.

و همکاری با شهاب حسینی؟

شهاب حسینی بازیگری است که در همکاری با او بسیار سورپرایز می شوی. او انسان به معنای واقعی کلمه متواضع و یک دوست، همکار و انسان خوب و بازیگری روان و بدون کوچک ترین ادا و اصول است.

فیلم طعم شیرین خیال از حفظ محیط زیست برای مخاطب صحبت می کند. چقدر خودتان دغدغه موضوع این فیلم را داشتید؟

حفظ محیط زیست یکی از مهم ترین دغدغه های من است. مدام به اطرافیانم گوشزد می کنم که آشغال نریزید. نسبت به پاکی محیط زیست بسیار حساس هستم. ناراحت می شوم وقتی می بینم مردم روی زمین آشغال می ریزند. باور کنید ایران مناطق بسیار زیبایی دارد. وقتی کنار دریا می روم، نمی توانم کنار ساحل بنشینم، چون تمام ساحل پر از آشغال است. همیشه وقتی آشغال روی زمین را می بینم با خودم می گویم مردم چگونه دلشان می آید. مگر شما در خانه خودتان آشغال روی زمین می ریزید؟ یک بار فکر می کردم که ما بازیگران با هم جمع شویم، کیسه زباله به دست بگیریم و به مناطق مختلف تهران برویم و آشغال ها را جمع کنیم. ما بازیگران الگو هستیم و می توانیم در این زمینه فرهنگسازی کنیم.

کمی هم از چگونگی همکاری با مصطفی احمدی و امیر عزیزی در دو فیلم نزدیک تر و موقت بگویید.

با مصطفی احمدی از فیلم صداهای فرزاد موتمن آشنا بودم. هم خودش و هم همسرش آتوسا قلمفرسایی (طراح صحنه و لباس) از بی نظیرهای سینما هستند. وقتی به من زنگ زد بسیار خوشحال شدم، چون می دانستم قرار است با فیلم و کارگردان خوبی همکاری کنم. گروهی منسجم و بدون کوچک ترین حاشیه با هم کار کردیم که خدا را شکر در جشنواره این فیلم بازتاب خوبی داشت و کارگردان هم نامزد بهترین کارگردانی شد. فیلمنامه موقت امیر عزیزی هم ابتدا سه سال پیش به من پیشنهاد شد. حتی اسم نقش نازنین بود که بعدها تغییر کرد. امیر عزیزی در فیلم موقت، تجربه شخصی خودش را به نمایش گذاشت. به نظرم بهترین فیلم ها تجربه شخصی کارگردان است. می ترسیدم نکند فیلم خوب درنیاید، اما در نهایت وقتی فیلم را دیدم خیلی خوشحال شدم که فیلم ساختار بسیار مناسبی دارد.

کار با کارگردانان فیلم اولی به نظر کمی ریسک است و شما به نظر این ریسک را می پذیرید که اتفاقا همکاری با دو فیلم اولی را در جشنواره سال گذشته فیلم فجر داشتید.

همکاری با علی احمدزاده در «مهمونی کامی» اولین فیلم اولی بود که تجربه کردم. این فیلم همکاری بسیاری خوبی بود. اصلا طرح مهمونی کامی از خودم بود. مضاف بر این که با روحیه کارگردان آشنا بودم. باور کنید آنقدر در این فیلم احساس خوبی داشتم که اصلا این که با یک فیلم اولی کار می کنم را نداشتم. همزمان با آغاز فیلمبرداری مهمونی کامی من سر فیلمبرداری کار دیگری بودم، اما گروه برای حضور من صبر کردند، اما بعد از این فیلم اشتیاق برای کار کردن با کارگردانان فیلم اولی در من زیاد شد.

از چه منظر؟

از این منظر که کار کردن با کارگردانان فیلم اولی یا تازه وارد به سینما بسیار برایم راحت تر است. کارگردانان فیلم اولی انگیزه بسیار بالایی برای ساختن فیلم دارند. آنها سال ها فیلم کوتاه ساخته اند و این گروه با انرژی عظیمی که دارند به زعم خودشان می خواهند دنیا را عوض کنند.

این حجم انرژی آنها برای شما جالب است؟

برای من مهم است که این حجم انرژی خنثی نیست. این گروه برای چیزی که می خواهند تلاش می کنند و ساده از چیزی نمی گذرند. این وجه مشترک همه آنهاست. از جزئیات صحنه و هیچ چیز دیگر نمی گذرند و می خواهند همه چیز به ایده آل ترین نحو ممکن باشد. می خواهند با حضورشان در سینما برگ برنده رو کنند. حتی اگر موفق نشوند بهترین باشند، ولی فیلم بد هم نمی سازند.

خوبی حضور در این کارها این است که بازیگر از ایفای نقش در آن شرمنده نمی شود.

دقیقا. سرافکنده نیستم که در این فیلم ها بازی کردم. نهایتش این که فیلم متوسطی از کار دربیاید، اما فیلم های کارگردانانی که من با آنها کار کردم نه تنها پشیمان نبودم بلکه با سربلندی به این کارها نگاه می کنم. قطعا باز با کارگردان های فیلم اولی کار می کنم و این مسیر را ادامه می دهم.

چرا سالهاست فعالیتی در تلویزیون نداشتید؟ تنها کارتان در تلویزیون بازی در سریال داستان یک شهر اصغر فرهادی بود.

کار کردن برای تلویزیون قدری خطرناک است.

چرا؟!

برای این که بازیگر با سریال هر شب روی آنتن تلویزیون قرار می گیرد و اگرآن سریال خوب نباشد بازیگر هر شب به مخاطب می گوید که من در کار بد بازی می کنم، اما در سینما کار بد دیده نمی شود. تلویزیون با قشر گسترده مخاطب همراه است. نکته دیگر این که من ادعا نمی کنم همیشه در کارهای موفق حضور داشته ام. به این نتیجه رسیده ام که بازیگر حق دارد در کار بد بازی کند، اما حق ندارد بد بازی کند. من یکی دو فیلم بازی کرده ام که نمی توانم از آنها دفاع کنم، ولی از بازی ام دفاع می کنم. بسیاری از بازیگران بزرگ دنیا هم در فیلم بد بازی کرده اند. هیچ وقت نمی توان تضمین کرد که یک فیلم از ابتدا عالی می شود. لذا به نظر من در کار بد سینمایی یا تله فیلم بد حضور داشتن نجاتش به مراتب راحت تر است از بازی در مجموعه تلویزیونی بد. سال ۹۳ بازی در دو سریال تلویزیونی را پیشنهاد داشتم که در یکی، نقش را دوست نداشتم و دیگری خود مجموعه را.

به نظر می رسد بازیگری که همکاری با کیانوش عیاری و اصغر فرهادی را در کارنامه دارد باید کمی محتاط تر از اینها انتخاب کند.

من کارنامه خوبی دارم، ولی دوست دارم اینجا کمی با شما درد دل کنم. وقتی بازیگری حرفه من است و من پنج سال با مراقبت و در نهایت دقت در کارهایی حضور داشتم که هم نقش ها متفاوت بود و هم حضوری متفاوت داشتم، ولی اتفاق خوبی برای فیلم ها نمی افتد، کمی دچار این حس می شوی که انگار فرقی ندارد که در کدام فیلم بازی می کنی. برای من نازنین فراهانی دیگر انگیزه ای نمی ماند. وقتی با عیاری کار کردم این حس را داشتم که فیلمی که آقای عیاری کار می کند فیلم خوبی است. ولی می بینم فیلم در کمد خاک می خورد. بازیگر هم انسان است و گاه به خودش می گوید خب پس حضور در کار خوب و بد فرقی نمی کند. اعتراف می کنم کار درستی نیست که احتیاط نکنیم و من هم به عنوان بازیگر سعی می کنم دیگر این اتفاق نیفتد. گاهی هم پیش می آید که آدم انتخاب اشتباه کند، ولی اعتقاد دارم هر بازیگری شأنی دارد که باید حفظش کند.

جالب این که به بد بودن کار هم اعتراف می کنید. برخی بازیگران زیر بار بد بودن کارهایشان نمی روند.

(می خندد) وقتی تماشاگر فیلم را می بیند و صراحتا از بد بودن فیلم می گوید، من هرچه بگویم خوب است، فایده ای ندارد.

معصومه جلالی / جام جم

اخبار