افزایش 2 برابری دانشجویان طی 10 سال

کاربر گرامی!

خواهشمند است جهت ارتباط با آگهی دهنده و کسب اطلاعات بیشتر، از اطلاعات تماس موجود در خود آگهی، شامل شماره تلفن، نشانی، ایمیل و وبسایت آن، استفاده نمایید.

"اهواز نیاز" هیچ اطلاعات بیشتری ندارد.

آگهی های موجود در "اهواز نیاز" توسط اشخاص و شرکت هایی درج می شوند که هیچ نوع رابطه ی حقیقی و یا حقوقی با این سایت ندارند.

مسئولیت مستقیم آگهی ها، با آگهی دهندگان آن می باشد و صحت و سقم آن توسط "اهواز نیاز" ادعا و یا تضمین نمی شود.

کانال تلگرام اهوازنیاز

افزایش ۲ برابری دانشجویان طی ۱۰ سال

اگر همان‌قدر که به کمیت آموزش عالی بها داده بودیم، به کیفیت آموزش‌ها هم توجه می‌کردیم، شاید الان هیچ فارغ‌التحصیل مدرک به دست و بیکاری نداشتیم. براساس آماری که از سوی مرکز آمار ایران ارائه شده است، تعداد دانشجویان کشور در سال ۸۲ برابر با دو میلیون نفر بود، اما در سال تحصیلی ۹۲ـ ۱۳۹۱ به چهار میلیون و ۴۳۵ هزار و ۸۸۰ نفر رسیده است.

این افزایش دو برابری دانشجو در شرایطی اتفاق افتاده است که به نظر می رسد کیفیت آموزش ها قربانی افزایش کمیت شده است. برای اثبات این حرف هم نیازی به محاسبات ریاضی نداریم و آمار فارغ التحصیلان بیکار، خیلی خوب نشان می دهد که کیفیت آموزش عالی به درد بازار کار نمی خورد.

چندی قبل هم کورش پرند، معاون وزیر کار با صراحت به مهر گفت که از هر صد مرد فارغ التحصیل ۱۳ نفر و از هر صد زن نیز ۳۱ نفر بیکار است و هم اکنون ۴۰ درصد بیکاران کشور از دانشگاه می آیند که در سال های آینده بیکاری بدتری را تجربه خواهند کرد.

یعنی از حدود ۱۱٫۲ میلیون نفر جمعیت دارای تحصیلات عالی یا در حال تحصیل در کل کشور، ۵٫۷ میلیون نفر (۵۱٫۴ درصد) غیرفعال هستند. به عبارت دیگر، بیش از نیمی از جمعیت فارغ التحصیل یا در حال تحصیل دانشگاهی هیچ نقشی در تولید ندارند. رشد کمی تعداد دانشجو در این ۱۰ سال به معنی رشد کمی تعداد دانشگاه ها هم تعبیر می شود؛ یعنی در طول این ده سال، تعداد دانشگاه ها هم بسیار افزایش پیدا کرده است تا بتواند به رشد دو برابری دانشجو پاسخ دهد، اما حالا بسیاری از همین دانشگاه ها با صندلی های خالی روبه رو شده اند.

آن طوری که چند ماه قبل، وزیر علوم به رسانه ها خبر داد، هم اکنون ۸۰۰ هزار صندلی خالی در دانشگاه ها وجود دارد. یعنی هرچقدر در این بازه ده ساله، تعداد دانشجو و دانشگاه ها افزایش پیدا کرده است، اما حالا خیلی از همین دانشگاه ها با بحران جذب دانشجو روبه رو هستند و اقتصاد خیلی از مراکز آموزش عالی ـ بخصوص دانشگاه های غیرانتفاعی و علمی کاربردی ـ در مرحله ورشکستگی قرار دارند.

افزایش کمی تعداد دانشجو و جدی نگرفتن افزایش کیفیت، باعث شده است که حالا بسیاری از فارغ التحصیلان، حرفی در بازار کار و دنیای صنعت نداشته باشند و تاثیر جدی هم در مسیر توسعه کشور بر جای نگذارند.

این یک بحران دیرینه است

این که آموزش عالی ما به مرحله ای رسیده است که حالا ۴۰ درصد بیکاران از دانشگاه ها می آیند، بحرانی است که اگر حل نشود، دامنه آن روز به روز وسیع تر می شود.

عبدالله معتمدی، مدیر گروه تحصیلات تکمیلی پردیس دانشگاه علامه طباطبایی در گفت وگو با جام جم تاکید می کند که این یک مشکل دیرینه است و فقط صحبت این ۱۰ سال اخیر نیست. معاون سابق دانشگاه پیام نور بر این باور است که نداشتن امکانات تحقیقی و پژوهشی در دانشگاه ها و ضعف مهارت آموزی دانشجویان موجب شده که فارغ التحصیلان ما نتوانند در بازار کار خوش بدرخشند. البته معتمدی معتقد است اگر کیفیت را افزایش تعداد اعضای هیات علمی یا تعداد مقالات علمی فرض کنیم، نظام آموزش عالی ما دچار افت و رکود نبوده، اما در بحث اشتغال فارغ التحصیلان و توانمند کردن آنها، ضعیف عمل کرده ایم.

وی بر این باور است که حتی اگر طی ده سال هم رشد کمی دانشجویان را نداشتیم، باز هم اتفاق مهمی در افزایش کیفیت آموزشی رخ نمی داد و این موضوع، یک مشکل زیرساختی است که فارغ التحصیل، مهارت و اعتماد به نفس لازم برای ورود به بازار کار را ندارد.

اگرچه شروع افزایش تعداد دانشجو از سال ۸۲ آغاز شده، اما معتمدی می گوید این افزایش کمی در سال ۸۴ شتاب گرفت و در سال ۸۷ به اوج خود رسید. به گفته این کارشناس نظام آموزش عالی، در سال ۸۹ این افزایش ثابت شد و از سال ۹۲ به بعد هم رفته رفته کمتر شد. معتمدی تاکید دارد که اگر در این ده سال هم افزایش کمی اتفاق نمی افتاد، تعداد بیشتری از دانشجویان مجبور به مهاجرت از کشور می شدند و بنابراین باید به این بخش مثبت قضیه هم نگاه کنیم.

تعداد برابر دانشجویان دختر و پسر

بر اساس گزارش مرکز آمار ایران که ایرنا منتشر کرده است، تعداد دانشجویان زن و مرد طی ده سال (۸۲ تا ۹۲) یکسان و روند افزایشی در پیش داشته و فقط در سال تحصیلی ۸۷ ـ ۱۳۸۶ و ۹۲ـ۱۳۹۱ تعداد دانشجویان مرد از زن پیشی گرفته است. همچنین سهم دانشجویان زن در دانشگاه دولتی همواره به استثنای سال تحصیلی ۸۷ ـ۱۳۸۶ از سهم دانشجویان مرد بیشتر بوده، اما در دانشگاه آزاد اسلامی سهم زنان روند کاهشی داشته و از ۵۰ درصد در سال تحصیلی ۸۳ ـ ۱۳۸۲ به کمتر از ۴۰ درصد در سال تحصیلی ۹۲ -۱۳۹۱ رسیده است.

به نظر می رسد که مساوی شدن تعداد دانشجویان زن و مرد، با بحث تفکیک جنسیتی برخی رشته محل ها هم بی ارتباط نباشد، زیرا در غیر این صورت اکنون به احتمال قوی، تعداد دانشجویان زن بسیار بیشتر از تعداد دانشجویان مرد بود. از سوی دیگر، سهم دانشجویان دولتی از ۵۰ درصد در سال تحصیلی۸۳ ـ ۱۳۸۲ به ۶۵ درصد در سال تحصیلی ۹۲ ـ ۱۳۹۱ رسیده است. یعنی طی این ده سال با افزایش ۱۵ درصدی تعداد دانشجویان دولتی روبه رو بوده ایم.

مقطع کارشناسی، رکورددار همیشه

براساس این گزارش، سهم دانشجویان براساس مقاطع تحصیلی نشان می دهد همواره سهم دانشجویان در مقطع کارشناسی بیش از سایر مقاطع بوده به طوری که طی سال های ۸۷ ـ ۱۳۸۶ این سهم به بالاترین حد خود یعنی ۷۱ درصد رسیده و سهم دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد نیز از ۳٫۷۱ به ۱۰٫۴۵ درصد طی ۱۰ سال مورد بررسی رسیده است.

سهم دانشجویان مقطع دکتری در بازه زمانی ۸۳ ـ ۱۳۸۲ تا ۸۶ ـ ۱۳۸۵ کاهشی و پس از آن سال ها افزایشی بوده است، به طور کلی ۲ تا ۳ درصد دانشجویان در مقطع دکتری هستند.

تعداد فارغ التحصیلان طی سال تحصیلی ۸۳ ـ ۱۳۸۲ از ۳۶۰ هزار و ۸۵۷ نفر به ۷۱۰ هزار و ۹۵۷ نفر در سال تحصیلی ۹۱ ـ ۱۳۹۰ رسیده است و سهم فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی در سال تحصیلی ۸۳ ـ ۱۳۸۲ حدود ۶۴ درصد بوده که این روند در دو سال تحصیلی بعد کاهش داشته و در مقایسه با آن سهم فارغ التحصیلان مقطع فوق دیپلم ۱۷درصد افزوده شده است.

افزایش انتظارات با افزایش کمّی تعداد دانشجو

وقتی فردی وارد دانشگاه شده و با مدرک تحصیلی وارد بازار کار می شود، ناخودآگاه سطح توقعاتش بالا می رود و خیلی اوقات به انجام هر کاری تن نمی دهد.

افزایش سطح توقعات و انتظارات از جامعه، برای خیلی از فارغ التحصیلان دانشگاهی اتفاق می افتد و آنها راضی به پذیرش هر شغلی نمی شوند. حالا وقتی جامعه نمی تواند پاسخگوی انتظارات این فارغ التحصیلان باشد و بنا به آمارهای رسمی، ۴۰ درصد بیکاران از همین فارغ التحصیلان تشکیل می شود، آن وقت همین فارغ التحصیل بیکار، دچار سرخوردگی می شوند و احساس می کنند که در ازای این همه سال تحصیل، نه تنها امتیازی نگرفته اند، بلکه متضرر هم شده اند.

اما وقتی فردی وارد دانشگاه نمی شود و با همان مدرک تحصیلی مدرسه وارد بازار کار می شود، هم سطح انتظاراتش از جامعه و بازار کار کمتر است و هم اگر شغلی نیز پیدا نکرد، احساس یاس و سرخوردگی کمتری به او دست خواهد داد. نمی خواهیم بگوییم که افزایش تعداد دانشجو، اتفاق بدی است، اما وقتی این افزایش تعداد دانشجو، بی حساب و کتاب باشد، یعنی همراه با افزایش کیفیت آموزشی و مهارت آموزی به دانشجویان نباشد و برای بازار کار آنها فکری نکرده باشیم، آن وقت تبعات روحی و اجتماعی دانشگاه رفتن، بیشتر از دانشگاه نرفتن می شود.

دسته بندی:اخبار