قاتلان اتفاقی به جای جنایتکاران حرفه‌ای

کاربر گرامی!

خواهشمند است جهت ارتباط با آگهی دهنده و کسب اطلاعات بیشتر، از اطلاعات تماس موجود در خود آگهی، شامل شماره تلفن، نشانی، ایمیل و وبسایت آن، استفاده نمایید.

"اهواز نیاز" هیچ اطلاعات بیشتری ندارد.

آگهی های موجود در "اهواز نیاز" توسط اشخاص و شرکت هایی درج می شوند که هیچ نوع رابطه ی حقیقی و یا حقوقی با این سایت ندارند.

مسئولیت مستقیم آگهی ها، با آگهی دهندگان آن می باشد و صحت و سقم آن توسط "اهواز نیاز" ادعا و یا تضمین نمی شود.

کانال تلگرام اهوازنیاز

امید برک، بعد از کشتن هشت زن کرجی در شمال کشور دستگیر شد و علت تغییر مکان خود را ادامه جنایت های خود به دور از دسترسی پلیس عنوان کرد. بیجه نمونه دیگری از قاتلان سریالی بود که علاوه بر سادیسم جنسی، خونسردی اعجاب انگیزی داشت و بعد از قتل چند کودک توسط پلیس بازداشت شد.

بیجه در بازجویی های خود می گفت «تمام فکر و ذکرم کسانی بودند که می کشتم و بعد از قتل کودک سوم به فکر افتادم مشخصات تمام قربانیان خود را در دفتر خاطراتم یادداشت کنم.»

در تاریخ جنایی ایران، اکثر جنایتکاران حرفه ای عمل خود را مطلوب و قربانیان را مستحق مرگ می دانستند و در اکثر پرونده های قتل های سریالی این نگاه دیده می شود. برای نمونه اصغر قاتل پس از دستگیری مدعی شد، به کودکان کمک می کرده که آنها را می کشته، زیرا تمام قربانیانش کودکانی بی سروپا بودند که مرگ بهترین هدیه به آنها بود.

این در حالی است که در مقابل این جانیان بالفطره افرادی قرار دارند که مانند دسته اول هستند و قصد و نقشه قبلی برای قتل نداشته اند .

اغلب آنها به دلیل یک هیجان آنی و عصبانیت کنترل نشده، مرتکب قتل می شوند. یک درگیری ساده سبب می شود یکی از طرفین دعوا با هر وسیله ای که در آن لحظه در اختیار دارد، به طرف مقابل حمله کند و او را به قتل برساند.

وقتی می توانیم از این قتل های اتفاقی فاصله بگیریم که دیگر از فریادهای مردان و همهمه های زنان هنگام تصادف کوچک میان دو خودرو در خیابان خبری نباشد یا قفل فرمان تبدیل به سلاحی برای فرود آمدن بر سر و روی کسی نشود. در خانواده فریادی بلند یا رفتاری خلاف انتظارمان از کوره بدرمان نیاورد و به کوچکترین بهانه ای آتش خشم مان را بر زندگی خود و دیگران نیندازیم.

قتل به خاطر عصبانیت

میثم یکی از قربانیان خشم لحظه ای است که هفته گذشته به اتهام قتل خواهرش دستگیر شد. او پس از جنایت به کلانتری رفت و به خاطر عذاب وجدان خود را تسلیم ماموران کرد. پسر ۲۰ ساله در این باره می گوید: گرمای هوا همیشه کلافه ام می کرد و این چند روز با گرمای هوا کم طاقت شده بودم. ظهر روز حادثه بعد از تعطیلی مغازه برای ناهار به خانه آمدم. شاید آن روز گرم ترین روز سال بود. وقتی به خانه آمدم فقط نرگس، خواهرم در خانه بود. ناهار نداشتیم و من گرسنه و خسته بودم. از او خواستم برایم ناهار آماده کند اما او بی اعتنا به حرفم به اتاقش رفت و در را محکم بست. این برخوردش بیشتر عصبانی ام کرد. به دنبال او وارد اتاقش شدم و با هم درگیر شدیم. او مرا هل داد و خواست از اتاقش بیرون بروم. دیگر کنترلی بررفتار نداشتم. وقتی به خودم آمدم او دیگر نفس نمی کشید و دستانم دور گردنش گره خورده بود. نیم ساعتی بالای سر او گریه کردم و بعد به کلانتری رفتم. کاش عصبانی نمی شدم. کاش خواهرم زنده بود و کاش شرمنده پدر و مادرم نمی شدم. دیگر زندگی برایم معنایی ندارد و دوست دارم قصاص شوم.

انگیزه قتل های اتفاقی

حسن تردست، وکیل دادگستری و قاضی پیشین شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران در باره قتل های اتفاقی می گوید: در قانون به قتل هایی که بدون سابقه قبلی رخ می دهد قتل های اتفاقی می گویند. ماهیت این قتل ها بدون توطئه و نقشه قبلی است، قاتل در این جنایت ها زمان بندی و برنامه ریزی نکرده بلکه تنها در شرایط بحرانی کنترل رفتارش را از دست داده و مرتکب قتل می شود. با این حال انگیزه های آنی که مقدمات وقوع این قتل ها را فراهم می کند ناشی از خشم، عصبانیت و گاهی تهدید است به طوری که گاهی مرتکب جنایت برای تهدید و ارعاب، آلت قتاله ـ وسیله قتل ـ را به سمت طرف مقابلش نشانه می گیرد اما به دلیل عدم کنترل یا واکنشی اشتباه باعث ضربه ای کشنده می شود.

وی ادامه می دهد: پدیده نزاع و درگیری های خیابانی که به جرح یا قتل منجر می شود، نشان می دهد روح خشونت در روابط مردم حاکمیت دارد، به طور مثال پرونده های جنایی وجود داشته که از یک تصادف ساده، درگیری لفظی و گاهی نگاه چپ آغاز شده و با قتل پایان یافته است. هرچند متهمان این پرونده ها در مقایسه با قاتلان بالفطره یا جانیان، فاقد روح جنایی هستند، اما به هر حال به عنوان یک قاتل مجازات خواهند شد.

این قاضی بازنشسته تاکید می کند: خیلی وقت ها متهمان، افرادی موجه و متعادل هستند، اما چون در درگیری ها برای تهدید یا دفاع دست به ابزار قتاله برده، جنایتکار شده اند. در خیلی از پرونده های قتل های اتفاقی، مرتکب قتل با خودش چاقو حمل می کرده تا اگر در شرایط پیچیده ای قرار گرفت از خود دفاع کند، اما با آغاز یک درگیری ناگهان ورق برمی گردد و چاقو عامل مرگ می شود. با این شرایط به نظر می رسد که اجتماع نیازمند فرهنگسازی گسترده است. در واقع بهترین شیوه برای جلوگیری از این ناهنجاری اجتماعی آموزش است. باید جامعه را نسبت به عواقب درگیری های فیزیکی و حتی کلامی آگاه کرد.

افزایش قتل های اتفاقی

بررسی های پلیس نشان می دهد، طی سال های اخیر قتل های اتفاقی افزایش چشمگیری داشته و رابطه مستقیم با افزایش نزاع و درگیری در جامعه دارد. حال با استناد به این آمار، کارشناسان معتقدند؛ با افزایش نشاط در جامعه و کاهش عوامل تنش زا می توان میزان قتل های اتفاقی را کاهش داد.

دکتر بهرام بیات، جامعه شناس و رئیس سابق پژوهشکده ناجا نیز معتقد است الگوی قتل ها از حالت برنامه ریزی شده، تغییر پیدا کرده و به سمت قتل های آنی سوق پیدا کرده است.

وی می گوید: در این قتل ها بیشتر فرد عصبانی می شود و دست به قتل می زند، گاهی بر سر اختلاف مالی یا مواد مخدر فردی برنامه ریزی می کند و تصمیم می گیرد تا شخصی را به قتل برساند. اما گاهی قتل ها اتفاقی هستند. این نشان می دهد که مردم سر مسائل کوچکتر نمی توانند مشکلاتشان را حل کنند و نوعی هیجان و خشونت در فرد ایجاد می شود، از کوره در می رود و دست به قتل می زند. گاهی هم بر سر مسائل ناموسی و روابط نامشروع این قتل ها رخ می دهند. تا سال هایی نه چندان دور، درصد بالایی از قتل ها به صورت برنامه ریزی شده بود. اما حالا شاهد افزایش درصد قتل های اتفاقی و خانوادگی هستیم.

این جامعه شناس افزود: هنوز قتل های برنامه ریزی شده هم داریم اما قتل هایی که از تکانه های عصبی یا خشونت افسار گسیخته در نزاع و درگیری ها اتفاق می افتد، افزایش پیدا کرده است. چرا که زمینه های عصبی شدن افزایش پیدا کرده است. زمینه درگیر شدن افراد به یکدیگر بر سر موضوع هایی مانند کرایه تاکسی، پارک ماشین و مصالح ساختمانی افزایش پیدا کرده است. مسائل جزئی باعث درگیری می شوند و استفاده از سلاح یا خشونت افسار گسیخته در درگیری ها افزایش پیدا کرده است.

مجازات ها یکی است

جنایت های برنامه ریزی شده ، با توجه به بازخورد و انعکاس آن در جامعه ، تاثیر منفی بیشتری دارند و اغلب هولناک هستند. قاتلان با برنامه ، هیچ ترسی برای کشتن قربانی ندارند و به دلیل این که با هدف دست به این کار می زنند کمتر دچار عذاب وجدان می شوند. براساس قانون هیچ تفاوتی در مجازات این جنایتکاران با قاتلان اتفاقی نیست و هر دو گروه به قصاص محکوم می شوند.

عبدالصمد خرمشاهی، وکیل دادگستری درباره مجازات جنایتکاران می گوید: مجازات آدم کشی یا قتل طبق قوانین ما که برگرفته از احکام اسلام و مقررات شرع است، قصاص تعیین شده و فرقی نمی کند که قاتل سابقه دار یا فاقد سابقه کیفری باشد. اگر قتلی صورت گیرد و از نوع عمدی باشد و عمل قاتل نوعا کشنده باشد در قانون مجازات تعیین شده قصاص است، مگر این که ثابت شود قتل رخ داده غیرعمدی بوده است. در واقع تفاوتی ندارد که یک فرد برای بار اول مرتکب قتل شده یا کلاً قاتل بالفطره بوده، در هر دو صورت قصاص می شود و نمی توان تخفیفی در نظر گرفت.

وی ادامه می دهد: اگر عمل فرد مصداق قتل عمد باشد حق الناس را همراه دارد و قصاص هم حق الناس است، در واقع امری نیست که در اختیار حکومت یا محاکم قضایی باشد که بخواهند به دلیل این که فرد براثر خشم آنی به یکباره مرتکب قتل شده، تخفیفی قائل شوند. در واقع جرم یک جنبه عمومی و یک جنبه خصوصی دارد، بنابراین اگر خانواده مقتول رضایت دهند و گذشت کنند، قاضی می تواند پس از بررسی شرایط متهم حداقل مجازات یعنی سه سال حبس را برای وی در نظر گیرد، در غیراین صورت اگر شامل شرایط تخفیف مجازات پس از گذشت خانواده مقتول نشود، حداکثر مجازات یعنی ۱۰ سال حبس برای متهم در نظر گرفته می شود.

قاتلان شبیه هم نیستند

دکتر امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس نیز درباره تفاوت شخصیت قاتلان بابرنامه با قاتلان اتفاقی می گوید: شخصیت هیچ یک از افراد روی کره زمین شبیه به یکدیگر نیست و در واقع می توان گفت پایه شخصیتی افراد از زمان تشکیل نطفه شکل می گیرد. از «شخصیت» ۲۵۰ تعریف گوناگون شده و در این میان شخصیت قاتل ها هم شبیه یکدیگر نیست زیرا با صدها نوع رفتار مختلف پرورش یافته و بزرگ شده اند.

هیچ فردی قاتل به دنیا نیامده بلکه شرایط اجتماعی موقعیتی را ایجاد می کند که فرد به سمت ارتکاب جرم حرکت کند.فقر، بیکاری، بیماری و افسردگی از جمله دلایلی است که می تواند از هر فرد سالمی یک جانی بسازد. متأسفانه افرادی که مرتکب جرم می شوند آن قدر بدرفتاری، پرخاشگری و ظلم و تعدی دیده اند که از جامعه بیزار شده اند. در بررسی تعدادی از مجرمان زندان گوهردشت، یکی از آنها می گفت «جامعه به من ظلم کرده و من بی غیرتم اگر از جامعه انتقام نگیرم»

برخی افراد که برای بار اول و در اثر خشم آنی مرتکب قتل می شوند هیچ احساس لذتی نمی کنند و بسرعت پشیمانی خود را از اتفاق رخ داده بیان می کنند، این در حالی است که افراد سابقه دار و معروف به «جانی بالفطره» نه تنها پشیمان نیستند بلکه آن قدر حس انتقام گیری در آنها قوی شده که با لذتی عجیب از اقدام خود صحبت می کنند. این قاتلان افرادی خطرناک هستند که بازگشت آنها به جامعه نیز خطرناک است. میثم در انتظار اعدام است. او سه نفر از دوستانش را به خاطر سوءظن کشته و می گوید اگر آزاد شود افراد دیگری را هم می کشد. مجرم خشن به اتهام سرقت مسلحانه دستگیر و روانه زندان شده بود که از طریق همدستانش شنید شش مرد همسرش را مورد آزار و اذیت قرار داده اند. به همین خاطر وقتی دوره محکومیتش تمام شد تصمیم به انتقام گرفت. اصرار های همسرش در مورد دروغ بودن این ماجرا هم تاثیری در تصمیم او نداشت. لیستی از شش نفر و افرادی که پشت سر او حرف زده بودند آماده کرد و سراغ تک تک آنها رفت. پلیس او را پس از سومین جنایت دستگیر کرد. میثم در جلسات دادگاه از جنایت های خود اظهار پشیمانی نکرد و حالا در انتظار اجرای حکم است.

جنایتکاران حرفه ای؛ مجرمان ضد اجتماعی

دکتر مصطفی تبریزی، روان شناس نیز می گوید: بررسی شخصیت افراد آدم کش و کسانی که قاتل سریالی هستند بدون توجه به سادیسم(دگر آزاری) و در نظر گرفتن ویژگی های روحی و روانی آنها قابل بررسی نیست. افراد مبتلا به سادیسم از آزار و اذیت و ایجاد دردهای جسمی برای دیگران لذت می برند، ضمن این که اختلالات شخصیتی ضداجتماعی در میان جمعیت مجرمان بسیار شایع است و افرادی که دارای این اختلال هستند آمادگی قابل توجهی از جهت شخصیت، شیوه زندگی و انگیزه برای ارتکاب اعمال مجرمانه دارند. قاتلان زنجیره ای افرادی جامعه ستیز و بدون وجدان هستند که معمولا احساس ندامت نمی کنند و تنها به لذت شخصی خود در زندگی اهمیت می دهند. وی ادامه می دهد: افرادی که برای اولین بار مرتکب جنایت می شوند و کسی را می کشند بلافاصله احساس عذاب وجدان و گناه کرده و همین حس پشیمانی گاه آنها را تا کلانتری و اعتراف به جرم می کشاند. در واقع این گونه افراد بر خلاف قاتلان سریالی که از پیش نقشه جنایت خود را طراحی کرده اند، بدون هیچ سابقه ذهنی قبلی و تنها در اثر یک خشم آنی مرتکب قتل می شوند در حالی که اکثر تبهکاران سابقه دار مبتلا به نوعی سادیسم هستند.

حتی گاهی اوقات مجرمان خطرناک افراد خاصی را به عنوان حیوانات یا شیاطینی تصور می کنند که از بین بردن آنها هیچ گونه ایراد خاصی ندارد، این مجرمان اغلب زنان خیابانی را ماشین جنسی، همجنس گرایان را ناقلان ایدز و افراد بی خانمان را مانند زباله دانسته و به قتل رساندن آنها را کاملا توجیه پذیر می دانند.

نکته

شخصیت شناسی جنایتکار حرفه ای

*۹۰ درصد این قاتلان مردان هستند.

*بهره هوشی نرمال و پایین تر. براساس نتایج به دست آمده از مطالعه روی ۱۷۴ نفر از این افراد میانگین بهره هوشی ۹۳ گزارش شده است.

*اغلب این افراد نمی توانند شغل خود را حفظ کنند و تمایل به مشاغل سطح پایین و کم درآمد دارند.

* دوران کودکیشان در خانواده های فاقد پدر و تحت سلطه مادران سختگیر سپری می شود.

* تنفر شدیدی از والدین خود دارند.

*اعضای خانواده دارای سوابق کیفری، بیماری های روانی و یا اعتیاد به الکل هستند.

*اغلب از سوی یکی از افراد خانواده مورد آزار و اذیت جنسی، فیزیکی یا عاطفی قرار می گیرند.

* تعداد موارد اقدام به خودکشی در بین این افراد بالاست.

* این افراد در دوران کودکی مرتکب سه مورد از رفتارهای پرخطر که به گفته روان شناسان بیانگر خوی ضداجتماعی فرد است، می شوند. این رفتارها شامل آتش زدن اشیا و اماکن، کشتن و آزار حیوانات کوچک و شب ادراری حتی در سنین بعد از ۱۲ سالگی می شود(در این مورد بین روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد زیرا بسیاری شب ادراری را بیانگر بیماری یا اختلال روانی نمی دانند.)

اینها مهم ترین و تنها بخشی از ویژگی های ذکر شده برای این افراد است. در این میان موارد استثنایی بسیاری هم دیده شده است که فاقد هیچ یک از این ویژگی ها نبودند. به طور مثال هارولد شیپمن یکی از معروف ترین قاتلان سریالی تاریخ یک پزشک بسیار موفق بود. یا دنیس نیلسون سرباز سابق ارتش فاقد هرگونه سابقه کیفری در زمان دستگیری، عضو اتحادیه صنفی کارگران و دارای سابقه انجام اعمال بشر دوستانه بود.

نکته قابل تامل این است که در بعضی موارد فرد قاتل به صورت آگاهانه پاره ای از رفتارها و خصوصیات شخصیتی خود را مخفی نگه می دارد، این امر به او کمک می کند که خود را در جامعه به عنوان یک فرد عادی با خصوصیات طبیعی معرفی کند.

سعیده اسدیان / تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)

دسته بندی:اخبار