پیامک‌هایی که بوی مرگ می‌داد

کاربر گرامی!

خواهشمند است جهت ارتباط با آگهی دهنده و کسب اطلاعات بیشتر، از اطلاعات تماس موجود در خود آگهی، شامل شماره تلفن، نشانی، ایمیل و وبسایت آن، استفاده نمایید.

"اهواز نیاز" هیچ اطلاعات بیشتری ندارد.

آگهی های موجود در "اهواز نیاز" توسط اشخاص و شرکت هایی درج می شوند که هیچ نوع رابطه ی حقیقی و یا حقوقی با این سایت ندارند.

مسئولیت مستقیم آگهی ها، با آگهی دهندگان آن می باشد و صحت و سقم آن توسط "اهواز نیاز" ادعا و یا تضمین نمی شود.

کانال تلگرام اهوازنیاز

پیامک‌هایی که بوی مرگ می‌داد

مرد جوان وقتی متوجه ارتباط پیامکی همسرش با مرد غریبه‌ای شد با تعقیب آنها پسر ۳۰ ساله را با ضربه چاقو به قتل رساند.

ساعت ۱۹ عصر شنبه ماموران کلانتری چیتگر هنگام گشتزنی در پارک متوجه پسر جوانی شدند که غرق در خون روی زمین افتاده بود. با حضور تیم های پلیس آگاهی و اورژانس در محل مشخص شد پسر جوان به علت اصابت چاقو به گردنش جانش را از دست داده است. با اعلام وقوع قتل به تیم جنایی پایتخت و حضور بازپرس در محل حادثه، مشخص شد زنی جوان کنار پسر جوان حضور داشته که قبل از فرار توسط ماموران دستگیر شده بود. با دستور بازپرس جنایی، جسد پسر ۳۰ ساله برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.

صبح دیروز زن ۲۴ ساله به نام جیران وقتی مقابل بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی قرار گرفت در مورد جنایت و آشنایی اش با مقتول گفت: ۱۶ ساله بودم که با همسرم ازدواج کردم. او کارمند یک شرکت بود. چند سال قبل به محله فلاح آمده و آنجا ساکن شدیم. از دو ماه قبل پیامک هایی دریافت می کردم که فرستنده اش برایم ناآشنا بود. وقتی جواب پیامک ها را دادم، فهمیدم او جوانی ۳۰ ساله به نام رضاست و از اهالی همین محله است. کم کم ارتباط پیامکی ما بیشتر شد و با هم حرف می زدیم. رضا چند سال قبل از همسرش جدا شده بود و با من در مورد زندگی حرف می زد. او مدعی بود شوهرم لیاقت مرا ندارد و از او طلاق بگیرم تا باهم ازدواج کنیم.

ارتباط ما به دیدار حضوری نیز کشیده شد و چندباری با هم در خیابان ملاقات کردیم. کم کم همسرم به موضوع مشکوک شد و فهمید من با پسر جوان رابطه دارم، اما هیج حرفی در رابطه با این موضوع به من نمی زد.

وی ادامه داد: روز حادثه همسرم در خانه بود که رضا پیامک داد و از من خواست به پارک چیتگر بروم. من نیز به پارک رفتم تا او را ببینم، اما همسرم مرا تعقیب کرده بود. او تماس گرفت که کجای پارک هستم؛ من هم وقتی رازم را فاش شده دیدم، جای قرار را به او گفتم. مشغول صحبت با پسر جوان بودم که شوهرم سر رسید و نیم ساعتی با رضا درگیری لفظی داشت. وقتی مقتول قصد داشت سوار خودرو شود، حسن به سمت او رفت و چاقویی را در گردنش فرو کرد و از محل گریخت. من که شوکه شده بودم، تلاش کردم او زنده بماند که ماموران سر رسیدند و مرا دستگیر کردند.با اعترافات جیران، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی با دستور قاضی ایلخانی، بازپرس ویژه قتل پایتخت تحقیقاتشان را برای شناسایی و دستگیری همسر ۳۲ ساله او آغاز کردند.